قیادت و پیروی یکی از عناصر مهم درحکومت داری و اجتماع خصوصاً در حرکت ها است. این کتاب به صورت خلاصه زیباو پر محتوا شما را به مسیر قیادت و پیروی راهنمایی میکند. این کتاب برای جوانان که علاقمند رهبری و مدیریت هستند یک الگو است و برای آنانیکه میخواهند حقیقت پیروی را بدانند همچنان یک گزینه مناسب است.
مسلمان بودن از ما چی میخواهد، سوالی که هر مسلمان هر لحظه باید از خود بپرسد و مطابق پاسخ عمل نماید. دقیقاً اسلام ما فقط به کلمه خلاصه نمی شود بلکه نیاز است تا خواسته شریعت اسلامی را بدانیم و زندگی خود را در آیینه آن بسازیم. ما باید در عقیده مسلمان باشیم ما باید در عبادات مسلمان باشیم ما باید در اخلاق مسلمان باشیم ما باید در معاملات مسلمان باشیم ما باید در سیاست و دولت داری مسلمان باشیم ما باید در مدیریت مسلمان باشیم. دقیقاً این کتاب برای شما می آموزد که مسلمان بودن به تمام معنی یعنی چی. من مطالعه این کتاب را منحیث اولین کتاب مطالعه برای جوانان پیشنهاد میکنم.
این یک سوال مشهور میان مسلمانان و غیر مسلمانان است که واقعاً اسلام چی چیزی برای ما میبخشد. استاد محمد قطب در این رساله کوچک منفعت و خاص بودن اسلام را به بسیار زیبایی بیان نموده است. اسلام در حقیقت باید های زندگی و انسان بودن را به بشریت هدیه میدهد که بدون اسلام هیچ گزینه و مسیری دیگری برای دست یافتن به این باید ها نیست و بشریت به نابودی خواهد رفت
شما در این کتاب به مثال های عقلی و فکری استاد مودودی به حقیقت نظامی های فعلی و سطح عقل و بینش این نظام های آشنا میشوید. استاد مودودی از متفکرین جهان اسلام نبشته های با طرز فکر و سبک خاص خود را دارد که برای جوانان جهت فکر و درک عمیق از قضایایی جهان معاصر با ارزش پنداشته میشود. شما به طور نمونه با مطالعه این کتاب میتوانید تفاوت های نظام اسلامی و زندگی در شریعت اسلام و اندیشه اسلامی را با زندگی در اندیشه غیر اسلامی مقایسه و قضاوت کنید که چقدر دین اسلام معنی دهنده بشریت است.
کتاب روش زندگی در اسلام از عقیده و عبادات روزمره تا آداب و اخلاق برای همزیستی در جامعه را پوشش داده است. این کتاب با نگاهی عمیق و باریک به ابعاد مختلف زندگی وپرداخته و یک مسیر منظم و روشن را برای زندگی شما مشخص میسازد.
این یادداشت ها به یکی از دوره های پر تلاطم تاریخ معاصر افغانستان مربوط می شوند. در این مجموعه، آن بخش از خاطرات زندگی ام را گرآورده ام که گمان میکنم درس هایی برای خوانند گان در آن وجود داشته باشد. البته این کتاب به شکل تاریخ نگاری نوشته نه شده بلکه کوشیده ام ضمن صفحان آن چیز های را که فهم آن برای خواننده گان مهم است به شکل انتخابی به نگارش درآورم شاید نسل جوان در لابه لای خاطرات بنده با شرائط آن روزگار بهتر آشنا شوند و درس هایی بیاموزند که برای خود و میهن شان مفید باشد.
بیش از نیم قرن است که مردم افغانستان، بهویژه اقشار فقیر، به کشورهای همسایه همچون ایران و پاکستان مهاجرت میکنند. دلایل این مهاجرتها متنوع بوده و از جستجوی معیشت بهتر، تحصیلات عالیتر، درمان مناسبتر و کسب مهارتهای زندگی گرفته تا فرار از جنگ و ناامنی را در بر میگیرد. طی این مدت، بسیاری از مهاجرین افغان موفق شدند شرایط زندگی مناسبی برای خود فراهم کنند و تا حدی در جوامع میزبان ادغام شوند؛ بهگونهای که برخی حتی پیوندهای فرهنگی و اجتماعی عمیقی با این کشورها برقرار کرده و امید بازگشت به افغانستان را از دست دادهاند.
افغانستان بعد از دو دهه اشغال و جنگ بسیار تباه کننده به همت مردم افغانستان توانست آمریکا سفاک را شکست داده و از افغانستان بیرون نماید. این پیروزی یک فرصت بزرگ برای همه امت و درس بزرگ برای دشمنان گردید.جهاد در راه الله سبحانه و تعالی همین گونه خود را ظاهر ساخته و ظلم را از صحنه بیرون میکند. بناً طبیعی است که جهان کفر این شکست و ننگ بزرگ را تحمل نمی توانند و شروع به منافقت و تفرقه میان مردم نموده و برای نفوذ دوباره راه سازی میکنند. در چنین شرایطی هر جوان مسلمان مسوولیت دارد تا زندگی خود را مطابق رضای الله سبحانه و تعالی تنظیم نموده و به صورت مستمر و جدی در میدان دعوت و جهاد برای حفظ و گسترش نظام اسلامی تلاش نماید.
همرایم تصور کن! چه کسی بدون رحمت، فضل و برکت الهی زندگی می¬تواند؟ در حالی که خداوند او را رها کرده و از او بیزاری جسته است، پیامبر صلی الله علیه و سلم از رفتن همراه یهود منع نموده و کسانی که در تمام دوره¬های نبوت¬ها مورد لعنت و نفرین قرار گرفته اند، چگونه آنان را بپذیریم و روابط خویش را با آنان عادی سازیم؟ و چگونه اجازه دهیم که در سرزمین¬های ما حاکمیت کرده و مقدسات ما را اشغال نمایند و وحشی¬ترین جنایات را در حق برادران ما انجام دهند؟ {لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ} [المائدة: 78] كافران بني اسرائيل بر زبان داود و عيسي پسر مريم لعن و نفرين شده اند . اين بدان خاطر بود كه آنان پيوسته ( از فرمان خدا ) سركشي مي كردند و ( در ظلم و فساد ) از حدّ مي گذشتند .